تبليغاتX
از ميان روشني هاي شب
"من"فرزندی از خاک اهورایی،مي آيم تا بنويسم از آن چه رنجم مي دهد....
دردا و دریغ وطن من وطن من!

دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر
زد چرخ سفله، سکه ی دولت به نام خر

خر سرور ار نباشد، پس هر خر از چه روی؟
گردد همی ز روی ارادت غلام خر
افکنده است سایه، هما بر سر خران
افتاده است طایر دولت بدام خر
خر بنده ی خران شده، آزادگان دهر
پهلو زن است چرخ، به این احتشام خر
خرها تمام محترمند! اندرین دیار
باید نمود از دل و از جان احترام خر
خرها وکیل ملت و ارکان دولتند
بنگر که بر چه پایه رسیده مقام خر؟
شد دایمی ریاست خرها به ملک ها
ثبت است در جریده ی عالم دوام خر
هنگامه ای به پاست به هر کنج مملکت
از فتنه ی خواص پلید و عوام خر

آگاه از سیاست کابینه، کس نشد
نبود عجب که «نیست» معین مرام خر
روزیکه جلسه ی وزرا، منعقد شود
دربار چون طویله شود ز ازدحام خر
درغیبت وزیر، معاون شود کفیل
گوساله ایست نایب و قایم مقام خر
یا رب «وحید ملک » چرا می خورد پلو؟
گر کاه و یونجه است، به دنیا طعام خر
گفتم به یک وزیر، که من بنده توام
یعنی منم ز روی ارادت غلام خر
این شعر را به نام «سپهدار » گفته ام
تا در جهان بماند، پاینده نام خر
خر های تیزهوش، وزیران دولتند
یا حبذا ز رتبه وشان ومقام خر
از آن الاغتر وکلایند از این گروه
تثبیت شد به خلق جهان احتشام خر
شخص رییس دولت ما، مظهر خر است
نبود به جز خر، آری قایم مقام خر

چون نسبت وزیر به خر، ظلم بر خر است
انصاف نیست، کاستن از احترام خر
گفتا سروش غیب، بگوش «امین ملک»
زین بیشتر، زمانه نگردد به کام خر
«سردار معتمد » خر کی هست جرتغوز
کز وی همی به ننگ شد، آلوده نام خر
امروز روز خرخری و خرسواری است
فردا زمان خرکشی و انتقام خر”

میرزاده ی عشقی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط بهنام س | 
کودتای سیاه 22 خرداد

نوشتیم میرحسین

خواندند احمدی نژاد

نوشتیم کروبی

خواندند احمدی نژاد

هنوز از شنیدن این همه دروغ شوکه ام انگار دنیا رابه سرم کوفته اند

از دیروز تا کنون خواب به چشمم نیامده این بار همه بیدار بودیم اما...!

چه گویم ترا جز دریغ و فسوس

چشمام سیاهی میره و آینده سیاهی را پیش چشمم می بینم

هیچ کس گمان نمی کرد با این حضور گسترده مردم تقلب در این سطح انجام بشه ولی فراموش کرده بودیم وقتی دولت از وزیر دروغگو با مدرک جعلی حمایت میکنه

وقتی با بی شرمی تمام آمار تورم  25% را 15% اعلام میکنه

وقتی تعریف بیکار را از هفته ای 16 ساعت به هفته ای 1 ساعت کاهش میده

و...

هیچ ترسی نداره از اینکه 20 میلیون رای مردم را جابجا کنه!

خوب گوش بده....!

صدای پای استبداد میاد .خیلی نزدیکه ....


دردا و دریغا

وطن من

وطن من

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 8:26 قبل از ظهر  توسط بهنام س | 
هزاره ی سرایش شاهنامه

هزاره سرایش شاهنامه


دردستنویسهای شاهنامه برای تاریخ پایان کتاب دو تاریخ آمده یکی سال 384 و دیگر سال 400 ماهشمار(قمری)

سرآمد کنون قصه ی يزدگرد / بماه سپندارمذ، روزِ اِرد1

زهجرت سه صدسال و هشتادوچار/به نام جهانداور کردگار

و

سرآمد کنون قصه ی يزدگرد / بماه سپندارمذ، روزِ اِرد

ز هجرت شده پنج هشتادبار / که پيوستم اين نامهء نامدار

ازین رو روشن نیست که تاریخ روز ارد سپندارمزد مربوط به سال 400 است یا 384؟

دکتر جلال خالقی مطلق مصحح نامدار شاهنامه که بیش از چهل سال ازعمرگرانمایه خودرابرسر پیرایش این نامه نامور گذاشته است چنین میگوید که از میان پانزده دستنویسی که ایشان بنیان کار خود را بر آن نهاده اند در ده دستنویس تاریخ  پایان کار روز اَرد ماه سپندارمذ(25 اسفند) سال چهارصد ماهشمار(قمری) است ودر چهار دستنویس روزارد سال 384 ودر دستنویس پنجم تنها به سال 384 اشاره شده و یادی از روز پایان شاهنامه در آن نیست  وبا توجه به اینکه دستنویسهایی که سال 400 را سال پایان کار میدانند افزون بر اینکه از نظر شمار برتری دارند بلکه از نظر پیشینه نیز کهنترند پس به احتمال بسیار زیاد سال 400 سال پایان سرایش شاهنامه است.

فریدون جنیدی فرنشین(رئیس)بنیاد نیشابور که چونان فردوسی سی سال در ویرایش این کاخ بلند نظم رنج روزگار را بر خود هموار کرده و یگانه پسر برومند خویش را نیز چونان استاد طوس از دست داده است نیز بر این باور است که سال چهارسد سال پایان  سرایش شاهنامه است .

اما چرا سال 1388 خورشیدی را هزاره سرایش شاهنامه می دانیم؟

سال خورشیدی 365 روز و سال ماهشمار 354 روز است بنابراین سال 400 ماهشمار برابر سال 388 خورشیدی میشود(  4400=11×400،وبا توجه به اینکه هر چهار سال یکبار سال کبیسه(366 روز) میشود بنابراین 97 روز اضافی داریم 4400+97(شمار سالهای کبیسه)روز که 12سال وسه ماه و24 روز میشود و اگر 12 را از 400 کم کنیم به 388 میرسیم) پس سال 1388 هزارمین سال پایان یافتن این کاخ بلندیست که بادوباران گزندی به آن نتوانستندی رسانید.2و چنين سالی شايسته‌ترين سال است براي نکوداشت خداوندگار سخن وپهلوان ميدان خرد و فرهنگ فرزانه توس.

سخن گسترا بر تو از جان درود              درود ای نگهدار ایران درود

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱.در گاهشماری ایران باستان هر یک از سی روز ماه نامی ویژه داشته است روز نخست هر ماه اورمزد،روز دويم بهمن و...روز بيست‌وپنجم ماه روز «اَرد»(به زبر ز) ناميده مي‌شد البته در شاهنامه بنا به ضرورت قافیه یا دگرگونیهای زبانی همه جا اِرد(به زیر ز)آمده است؛همچنین سفندارمذ نام دیگر ماه اسفند است.

2.بناهای آباد گردد خراب/زلاران و از تابش آفتاب

 بهنام س

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط بهنام س |