تبليغاتX
از ميان روشني هاي شب
"من"فرزندی از خاک اهورایی،مي آيم تا بنويسم از آن چه رنجم مي دهد....
به بهانه ي نوروز برايت نوشتم:
 

 

به بهانه ي نوروز:

                                           

نوروزنامه:                    

 

كنار سبو سبزه ي عيد و سين هاي ديگر

چه مي شد گرت بود، سين سرودي

كه هفتاد سين گرتورا هست و آن نه

همان هيمه ي خشك پاري كه بودي

 ....

درين آبي آبي آفتابي

كنار سبو سبزه ي عيد و سين هاي ديگر

چه مي شد گرت بود سين سرودي؟

 دكتر محمدرضا شفيعي كدكني

كتاب "هزاره ي دوم اهوي كوهي"

 

هم ميهن من:

 بازهم درختان با شكوفه هاي قرمز و سپيد آمدن بهاري ديگر از ايران زمين را نويد مي دهند.گويي نوروز مي آيد تا مردم شورخت و درگير اين مرز و بوم براي چند روزي كه هست عفارغ از هر مسئله ي پراضطرابي شاد باشند و به بهار و سبز بودن درود فرستند.

 

نوروز كه مي آيد در ته قلبت جوانه اي از شادي شكوفا مي شود .اين روزها ايراني تريم!

ايران را دوست تر مي داريم.ميان خانه تكاني ها، دل رانيز  از غم هايي كه گذشت لاي روبي مي كنيم و اميدوارانه به پيشواز سالي نو مي رويم.حتي اگر درسالي كه از راه مي رسد بازهم شوربختي چشم به راهت باشد و تو نداني!

 


دنباله نوشته
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط فروغ ف | 
ايرانيان جشن سده بر شما فرخنده باد!

جشن سده

 

واژه سده:

بيشتر دانشمندان نام سده را گرفته شده از صد مي دانند. ابوريحان بيروني مي نويسد: “سده گويند يعني صد و آن يادگار اردشير بابكان است و در علت و سبب اين جشن گفته اند كه هرگاه روزها و شب ها را جداگانه بشمارند، ميان آن و آخر سال عدد صد بدست مي آيد و برخي گويند علت اين است كه در اين روز زادگان كيومرث، پدر نخستين، درست صدتن شدند و يكي از خود را بر همه پادشاه گردانيدند” و برخي برآنند كه در اين روز فرزندان مشي و مشيانه به صد رسيدند و نيز آمده : “شمار فرزندان آدم ابوالبشر در اين روز به صد رسيد .”

نظر ديگر اينكه سده معروف، صدمين روز زمستان از تقويم كهن است، زمستان در تقويم كهن 150 روزه و تابستان 210 روزه بوده است و برخي گفته اند كه اين تسميه به مناسبت صد روز پيش از به دست آمدن محصول و ارتفاع غلات است.

 

زنده ياد استاد مهرداد بهار معتقد است كه واژه سده از فارسي كهن به معني پيدايش و آشكار شدن آمده و آن را برگزاري مراسمي به مناسبت چهلمين روز تولد خورشيد (يلدا) دانسته و مي نويسد: … جشن سده سپري شدن چهل روز از زمستان و دقيقا در پايان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشني ديگر كه در دهم دي ماه برگزار مي شده و كمابيش مانند جشن سده بوده هم بايد توجه كنيم كه در آن نيز آتش ها مي افروختند. اگر نخستين روز زمستان را پس از شب يلدا – تولد ديگري براي خورشيد بدانيم، مي توان آنرا هماهنگ با جشن گرفتن در دهمين و چهلمين روز تولد، آيين كهن و زنده ايراني دانست. (در همه استان هاي كشور و سرزمين هاي ايراني نشين، دهم و چهلم كودك را جشن مي گيرند) و اين واژه “sada” (اسم مونث) كه به معني پيدايي و آشكار شدن است ، در ايران باستان sadok  و در فارسي ميانه sadag بوده و واژه عربي سذق و نوسذق (معرب نوسده) از آن آمده است.

 

پيشينه اسطوره اي پيدايش آيين و جشن سده:

از اسطوره هاي جشن سده تنها يكي به پيدايش آتش اشاره دارد. فردوسي مي گويد: هوشنگ پادشاه پيشدادي، كه شيوه كشت و كار، كندن كاريز، كاشتن درخت … را به او نسبت مي دهند، روزي در دامنه كوه ماري ديد و سنگ برگرفت و به سوي مار انداخت و مار فرار كرد. اما از برخورد سنگها جرقه اي زد و آتش پديدار شد. هم در كتاب “التفهيم” و هم “آثارالباقيه” ابوريحان، از پديد آمدن آتش سخني نيست بلكه آنرا افروختن آتش بر بامها مي داند كه به دستور فريدون انجام گرفت و در نوروزنامه آمده است كه : “آفريدون … همان روز كه ضحاك بگرفت جشن سده برنهاد و مردمان كه از جور و ستم ضحاك رسته بودند، پسنديدند و از جهت فال نيك، آن روز را جشن كردندي و هر سال تا به امروز، آيين آن پادشاهان نيك عهد را در ايران و دور آن به جاي مي آورند.”

برگزاري جشن سده:

الف) تا دوره ساساني: فردوسي آنرا به هوشنگ نسبت مي دهد و ابوريحان بيروني و نوروزنامه آنرا از فريدون مي دانند و همچنين رسمي شدن جشن سده به زمان اردشير بابكان منسوب گرديده است، اما در هيچكدام به شيوه برگزاري آن اشاره اي نشده است.

ب) بعد از ساسانيان: مورخان و نويسندگاني چون بيروني، بيهقي، گرديزي، مسكويه و … از شيوه برگزاري جشن سده در دوران غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، آل زيار و … تا دوره مغول بسيار نوشته اند. از آيين هاي عامه مردم سندي نداريم اما در حضور شاهان، رسم شعرخواني بود و نيز پرندگان و جانوراني به آتش انداخته مي شدند و گياه خوشبو تبخير مي كردند تا مضرات آن را برطرف كنند.

 

ج) در عصر حاضر: در مازندران، كردستان، لرستان، و سيستان و بلوچستان؛ روستاييان و كشاورزان و چوپانان و چادرنشينان نزديك غروب يكي از روزهاي زمستان (آغاز نيمه يا پايان زمستان) روي پشت بام، دامنه كوه، نزديك زيارتگاه، كنار چراگاه و يا كشتزار آتشي افروخته و بنا بر سنتي كهن پيرامون آن گرد مي آيند بدون آنكه نام جشن سده بر آن نهند.  

ولي در كرمان جشن سده يا سده سوزي در بين تمامي اقشار مردم كرمان، مسلمان، زرتشتي، كليمي … رواج دارد كه همه ساله در دهم بهمن ماه برگزار مي شود. در بين چادرنشينان بافت و سيرجان سده سوزي چوپاني برگزار مي شود كه شب دهم بهمن آتش بزرگي بنام آتش جشن سده، با چهل شاخه از درختان هرس شده كه نشان چهل روز “چله بزرگ” است در ميدان ده برمي افروزند و مي خوانند: سده سده دهقاني/ چهل كنده سوزاني/ هنوز گويي زمستاني.

چنانكه از كتاب ها و اسناد تاريخي برمي آيد جشن سده جنبه ديني نداشته و تمام داستان هاي مربوط به آن غيرديني است و بيشتر جشني كهن و ملي به شمار مي آيد و وارث حقيقي جشن سده نه فقط زرتشتيان، بلكه همه ايرانيان اند، ميراثي كه به بسياري از كشورهاي همسايه نيز راه يافت.

برگرفته از تارنماي فرهنگسرا

*با پوزش از خوانندگان گرامي  به شوند اينكه گاي به دست نيامد براي اينكه خودم مقاله اي بنويسم و مقاله ام نا تمام ماند.

 

فروغ ف/سده ي ۱۳۸۷ خيامي

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط فروغ ف | 
سخني پيرامون مهرگان
                           

مهرگان؛ جشن آزادی شرف و ناموس ایرانیان از دست دشمن

 

مهرگان جشنی است كه به یاد آزادی آرمانی ایرانیان از دست تازی و سرافرازی ایران پس از فرمانروایی ضحاك بر این خاك برپا می‌شود.

 

دكتر «كارن خسروانی» دكترای زبان و فرهنگ باستان در شاخه زبان فارسی باستان، كه روز یكشنبه ۸ مهر ماه در بنیاد فرهنگی جمشید، سخن می‌گفت، به بررسی جایگاه و پیشینه جشن‌های ایرانی و به ویژه جشن مهرگان پرداخت.

 

خسروانی، میتراییسم یا مهرپرستی را یكی از تاثیرگذارترین دین‌های جهان دانست و گفت:

میترا به معنای یك جای نشستن و فرود آمدن است.

در اوستا به معنای فروغ، روشنایی، پیمان و جنگاوری آمده و در گاهان یك بار آمده و آن هم به معنای خویشكاری دینی است.

 

دكتر خسروانی گفت:

زمانی كه اشوزرتشت پیامبری خویش را آغاز كرد، دین و باورهای گذشته را نابود نكرد. بلكه به گفته‌ی مولانا سخن تازه گفت. او گفت اهورامزدا خدای یگانه است.

سپس در دوران‌های پس از وی و در اوستای جدید، ایزد مهر مورد پذیرش دین بهی قرار گرفت. «مهر» از سه ایزد برتر دوران زندگی آریاییان در پیش از دین بهی بود. این سه ایزد عبارت بودند از مزدا، میترا و آبان. مزدا ایزد نگهبان حافظه و دانش بود. اشوزرتشت در آموزش‌های دینی خویش و در عرفان خویش، اهورامزدا را خدای یگانه‌ی جهان آفرینش دانست و دریافت.

 

 

وی افزود:

دین زرتشت بر پایه‌ی اینكه باید نمادهای خوب را با صلح بپذیریم، ایزدان پیش از زرتشت را با نگاهی دوباره در خود جای داد. میترای زرتشتی شده‌ی كنونی، نگاهدارنده‌ی پیمان ازلی اهورامزدا ودیگر پیمان‌های جهان بود.

كهن‌ترین نمونه از این نقش در ۳۵۰۰ سال پیش در كتیبه‌ای دیده می‌شود كه میان دو قوم میتانی و هیتی بسته شده و در آن آمده:‌ میترا این پیمان را بپایاد. هخامنشیان نیز كه زرتشتی بوده‌اند، تا زمان اردشیر دوم، سخنی از میترا در كتیبه‌هایشان نمی‌زنند. در زمان این پادشاه میترا در كنار اهورامزدا آورده می‌شود.

 

 

 

«خسروانی» سپس به بررسی جایگاه مهر در دین زرتشتی پرداخت و گفت:

 در گاهشماری ایرانی برخلاف بابلی‌ها و دیگر همسایگان ایران، خورشیدی و نه قمری بوده است. هر سال ۳۶۵ روز بوده كه به ۱۲ ماه بخش می‌شده و هر ماه ۳۰ روز بوده كه هركدام به نامی نامیده می‌شده است.

روز نخست هر ماه به نام اهورامزدا، آفریننده‌ی جهان نامگذاری می‌شده است. در گاهشماری زرتشتی، هیچ روزی نحس نیست. چون ایزدان ایرانی هیچگاه هیچ كس را مورد خشم قرار نمی‌داده‌اند.

 

خسروانی با اشاره به شاهنامه و داستان فریدون و كاوه‌ی آهنگر، عدد هزار را یك عدد نمادین و استوره‌ای دانست كه بیانگر زمان بسیار زیاد است.

یعنی ایرانیان پس از یك دوره‌ی بسیار دراز در زیر ستم  تازیان، خود را از یوغ ضحاك رها كردند.

 اگر ضحاك را آژی‌دهاك بدانیم، فریدون كسی جز  كوروش نخواهد بود. كاوه كسی است كه از میان توده برمی‌خیزد و سر به دادخواهی برمی‌آورد. می‌توان كاوه را كارگذار شاه ایران دانست. كسی كه رابطه‌ی توده و حكومت است.

 

خسروانی با اشاره‌ی كوتاهی به دیگر جشن‌های ایرانی، مهمترین ویژگی جشن‌های بزرگ ایرانی را دینی نبودن و میهنی بودن آنها دانست و گفت:

این جشن‌ها به ما می‌گویند كه هركس با هر دینی كه دارد باید در راه سرافرازی و سربلندی ایران بكوشد و تفاوت‌های فردی را فراموش كند.

 

وی با اشاره به معنای واژه‌شناسی جشن گفت:

 جشن از ریشه‌ی یسن به معنای ستایش است. ما در جشن‌ها به ستایش آفریدگار می‌پردازیم برای هر چیزی كه به ما داده است. ما هیچ كدام از داده‌های اهورایی را بد نمی‌پنداریم. اما از بین داده‌های نیك، داده‌های بهتری نیز وجود دارند كه ما اهورامزدا را ستایش می‌كنیم برای این داده‌ها.

 

دكتر خسروانی سپس به بررسی جایگاه تاریخی و فلسفی مهر پرداخت.

 وی گفت: مهر ایزدی با جایگاهی بالاست و تنها ایزدی كه می‌تواند در اندازه‌ی او باشد، ایزد اردیویسور آناهیتا است. مهر در میان ارتشتاران و جنگاوران اهمیت بسیاری داشته است. آنان برای كشورگشایی و پیش از جنگ‌ها به قربانی برای ایزد مهر می پرداخته‌اند.

 هخامنشیان در روز جشن مهرگان به همراه مردم باده‌گساری می‌كرده‌اند. این تنها روزی بوده كه هخامنشیان در آیین‌هایشان باده می‌خورده‌اند. اینان حتی در روز تاجگذاری پادشاهان، دوغ می‌خورده‌اند. در مهركده‌های رومانی نگاره‌ای وجود داردكه خورشید، خوشه‌ی انگوری را به دست میترا می‌دهد. این نگاره، بیانگر خاستگاه این باده‌گساری در جشن مهرگان است.

 

كارن خسروانی در ادامه‌ی سخنانش به بیان تفاوت بین خورشید و مهر پرداخت.

وی با بیان اینكه هرودوت خورشید و مهر را یكی دانسته، وی را بزرگترین دروغگوی تاریخ، درباره‌ی تاریخ ایران دانست.

وی در بیان این تفاوت گفت:‌صف خورشید در اوستا، درخشان و صفت مهر، دارنده‌ی دشت‌های فراخ است. همچنین در مهریشت آمده است، مهر پیش از برآمدن خورشید برون می آید و پس از فرو رفتن خورشید در آسمان است و سرزمین‌ها را می‌پاید.

دیگر اینكه ما یشتی به نام مهریشت و دیگری خورشیدیشت داریم. در حالیكه نمی‌توان یك ایزد دو یشت داشته باشد. چهارم اینكه در گاهشماری ایرانی، شانزدهمین روز ماه مهر و یازدهمین روز خور یا خورشید است.

در یك ماه نمی‌توان دو روز یك نام داشته باشد. پس بر این اساس نمی‌توان این سخن تاریخ‌نگاران یونانی را پذیرفت. شاید بتوان گفت شوند (سبب) این اشتباه، وجود خورشید در پیشاپیش ارابه‌ی مهر است.

 

دكتر كارن خسروانی كه دكترای زبان و فرهنگ باستان از كالج خاورشناسی هامبورگ آلمان دارد، در بیان یك تجربه‌ی شخصی گفت:

من همیشه می‌اندیشیدم كه چرا ایزد مهر كه باید چهره‌ای مثبت داشته باشد، با هزار چشم و هزار گوش به نمایش درمی‌آید. من این پرسش را در زمانی كه در نزد موبدان موبد، روانشاد رستم شهزادی، به آموزش دینی می‌پرداختم، مطرح كردم. بعدها زمانی كه بیشتر پژوهش كردم دریافتم كه این گوش‌ها و چشم‌ها برای پاییدن همه‌ی پیمان‌هایی است كه بسته می‌شوند. ایزد مهر با این چشم‌ها و گوش‌ها پیمان‌های گوناگون و پیمان بستگان را می‌یابد تا پیمان‌شكنان را مجازات كند. هنگامی كه این را دریافتم به اینكه فرزند مادری به نام میترا هستم بسیار خشنود شدم.

 

 منبع: هفته نامه اَمُرداد، شماره ۱۷۰، تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۸۶ 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:45 بعد از ظهر  توسط فروغ ف | 
جشن مهرگان
          

ايرانيان!

 

 

جشن مهرگان

بر شما خجسته باد....!

 

 مهرگان نو

بگشاييم كفتران را بال

بفروزيم شعله برسر كوه

بسراييم شادمانه سرود

وين چنين باهزارگونه شكوه

مهرگان را به پيشباز رويم

 

رقص خوش پيچ و تاب پرچم ها

زير پرواز كفتران سپيد

شادي آرميده گام سپهر

خنده ي نوشكفته ي خورشيد

مهرگان را درود مي گويند

 

گرم هركار ،مست هرپندار

همره هرپيام،هرسوگند

در دل هرنگاه، هرآواز

توي هربوسه ،روي هر لبخند

بسراييم:

               مهرگان خوش باد...

 

ه.ا.سايه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط فروغ ف | 
جشن امردادگان

جشن امردادگان

 

روز امرداد از ماه امرداد هفتمين روز از امرداد باستاني

همگن با 3 امرداد خورشيدي

 

واژه ي اوستايي امرداد امرتاته AMERTATA   است كه به معني بي مرگي است و اگر الف آن را كه پيشوند نفي است از قلم بيندازيم معني آن عوض شده و فرشته ي بي مرگي و جاودانگي به ديو نيستي و مرگ تغيير شكل مي دهد زيرا همان  طور كه امرداد به معني بي مرگي است مرداد معني مرگ مي دهد.

بنابراين شايسته است كه اين كلمه را امرداد  بخوانيم .

چون امرداد فرشته ي جاودانگي و بي مرگي است در عالم جسماني نگهباني نباتات و روييدني ها با اوست .

نياكان ما در اين روز به باغ ها و مزارع خرم و دلنشين مي رفتند و پس از نيايش به درگاه اهورامزدا طي مراسمي اين جشن را با شادي و سرور در هواي صاف و در دامن طبيعت برگزار مي كردند.

 

جشن امردادگان بر تمامي هم ميهنانم شادباد.

 

فروغ ف

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط فروغ ف | 
آيين ايرانيان در بهمن ماه

پرسه همگاني:porse))

روز اورمزد از ماه اسفندماه برابر با 25 بهمن

 

 

روز اورمزد از ماه اسفند نيز يكي از روزهايي است كه در گاهشماري زرتشتيان ، پرسه همگاني نام گرفته است.در اين روز زرتشتيان ساكن در شهرهاي بزرگ مانند تهران با دريافت آگهي كه از سوي انجمن زرتشتيان آن شهر به خانه ها ارسال مي شود و اسامي در گذشتگان سال گذشته در آن آمده است ، به تالار آدريان مي روند و در مراسم پرسه خواني شركت مي كنند .كساني كه به پرسه مي آيند مقداري قهوه و يا بلوري از نبات را كه از سوي انجمن فراهم شده بر مي دارند و به روان در گذشتگان درود مي فرستند.

موبدان گاتاها و اوستا مي سرايند و سخنران ها نيز در موضوع هاي گوناگون ديني ،آئيني و فرهنگي صحبت مي كنند.

در يزد و روستاهاي آن مانند پرسه همگاني ماه تير ، هرگاه يكي از اعضاي خانواده از سال گذشته تا روز پرسه همگاني ماه اسفند در گذشته باشد ، ر خانه ي او مراسم پرسه برپا مي شود.

قهوه و نبات ، سيني ميوه ، كلچه مورد kalache moord) )و آتشدان آتش فرهم مي گردد آشناان و خويشان براي شادي روان درگذشتگان به خانه هايي مي آيند كه در آن مراسم پرسه برپا شده است ، هرنفر چند شاخه ي سبز مورد با عود را با خود مي آورد ،آن را در پسكم peskam)) مس مي گذارد و براي چند لحظه مي نشيند. بازماندگان اين خانه  ، چاي يا شربت به  آن ها مي دهند سپس قهوه و نبات  بر ميدارند و از خانه ي پرسه خارج مي شوند .

شاخه هاي مورد را به نشانه ي تداوم زندگي به خانه هاي ديگري مي برند كه آن ها نيز براي در گذشتگان خود در اين سال ، پرسه برگزار كرده اند.

 

گردآورنده:فروغ ف

 

"برداشت اين نوشتار تنها با ذكر نام تارنگار آزاد است"

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط فروغ ف |